باران عشق
تقدیم به کسی که شبهای بی چراغش را ستاره ها نورانی میکنند
یکی ازپشت ابرخیس بارانی صدایم زد حس می کنم خنده هاتو ، گریه هاتو دلتنگیهاتو ، تورو حس می کنم می دونی خیلی خوشبختم تنها دوریم، که این دوری هم در همین روزا تموم می شه می دونم سخته ولی عزیز دلم این روزا تموم می شن و ما با هم زیر سقف خونمون زندگیمون رو ادامه میدیم با عشق فدات عزیز دلم این کشور غریب منو میرنجونه میخوام پیشت باشم عشقم عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من



ومن حیران دراحساسم
وحس حمل ان چشمان سنگین را
به پشتم,دردلم احساس کردم من
وبادی سرد
آمدازسرکویش
صدای ابر بارانی
که پشتم رابه هم لرزاند
وچشمان سیاه اشکباری را
میان ابرهادیدم
سکوتی برخروشیدو
زمین غرق حضورخیس باران شد
وچشمانم به چشمانش کماکان خیره وحیران
صدای ابربارانی
ومن حیران دراحساسم
ومن چشمان خیسم رابه روی عشق اوبستم
سکوتی سرد
زمین خشکید
کویر محض
پایان ره من بود.![]()
لحظه دیدار نزدیک است ![]()
عشق 
![]()
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


