باران عشق
تقدیم به کسی که شبهای بی چراغش را ستاره ها نورانی میکنند
با همه ازادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب خود بعد از این بر کودک دل سخت گیری می کنم روزگاریست که در می خانه خدمت می کنم در لباس فقر کار اهل دولت می کنم یه روز چشات باز کنی می بینی من تموم شدم می بینی جام چه خالیه یا رفته ام پیه خودم شبهایی که تنهام همدمی ندارم یاری ندارم , نایی ندارم یادمه تنهام گذاشتی من و نخواستی , چرا نخواستی عکسهاتو دارم می بینم دستام می لرزه وقتی می بینم از رفتن تو چند سال داره میگذره هنوزم به یادتم هنوزم چشم براهتم انقدر منتظر می مونم تا بیای دباره پیشم دباره پیشم بیا عشقم بیا عشقم بیا ببین دیگه شکستم من شکستم قریب و خستم چرا رفتی پیشم نموندی مگه چه کردم مگه چه کردم سرتو بزار رو شونم اروم بگیرم اروم بگیرم اگه بخوای بدونی من کی هستم یک عاشق و قریب و خستم
*بمونم* به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم بیا بلبل از این کوچه گذر کن بزن چه چه رفیقان را خبر کن اگر پرسند که آنها در چه حالند بگو در میکده چشم انتظارند












چقدر ما فاصله دارم چطور این و نفهمیدم













رفیقان 


| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


